سلامی برای شروع

سلام سیاستمداران عزیز . خوش اومدین من تازه این وبلاگو درست کردم کمکم

وبلاگ قبلیم رو بستن . نمی زارند ادم راحت باشه که

منتظر نظراتتونم

کنین بيش از هفتاد سال است که مردم و احزاب و روشنفکران ايرانی تيشه بدست گرفته و ريشه فرهنگ خويش را نابود کردند، و امروز نيز از هر سوی ميشنويم که، دموکراسی خود را ميسازد . اين را برخی از خردمندان امروزی که ماهواره دارندو ديوانه وار عاشق سينه چاک دموکراسی و دشمن نظام مملکت داری کشور خويش هستندمی گويند. کسانيکه در هشتاد سال گذشته فرصتی به آبادی و بهسازی سيستم مملکتی خويش ندادند بلکه بر عکس هم کشور و هم نظام آن را فنا کردند.از اين جهت بسيار کوتاه به يک نمونه کوچک از فساد و رشوه خواری در نظام دموکراسی اکتفا ميکنم William Marcy Tweed او يک ساستمدار بود که در نيويورک رهبر باند «St. Tammany Society» بودو از طرف اين باند نفوذ بسيار قوی وگسترده ای برای فساد و رشوه ستانی درحزب دموکرات نيويورک را داشت 1852 رئيس انجمن شهر برای حزب دموکرات نيويورک در اين سال نماينده مجلس از سوی اين حزب 1853 او سناتور ميشود 1868 او علنأ اعلام ميکند که رشوه ستان است و به يک ثروت ميليونی دو رقمی دست ميابد، در زمانيکه حقوق يک کارگر ساختمان دو دلار در روز بود و باند ذکر شده نيز ثروتی معادل دويست ميليون دلار را دارا بود.اين داستان بسيار طولانی بوده و من در همينجا به آن خاتمه ميدهم اما عزيزان ميتوانند در اينترنت دنباله اين رسوائی را بيابند و بخوانند. اين يک داستان و يا بهتر بگوئيم يکی از رسوائیهای بيشمار در تاريخ کشورهای دموکراسی ميباشد آری دموکراسی خودش را تا به امروز به همت مردم وطن دوست آن کشورها بعد از گذشت هزاران هزار سال تا بهامروز ساخت نه بدست دموکراسی، زيرا تاريخ دموکراسی به ما ميگويد که دموکراسی چه بود و در سه قرن گذشته مردم اين کشورها ميليونها جان و خون فدا نمود ند تا نظام کشور داری آنان به شکل امروزی برسد که هنوز غرق در فساد است، در اينجا ميبايد از قهرمانان وطن دوست اين سرزمينها قدر دانی کرد،نه از کلمه دموکراسی.اما ما چه کرديم برای سيستم کشوری داری خويش که از قعر تاريخ تا به امروز به دست ما رسيده؟ آيا غير از اين است که با دست خود ريشه امنيتی و نظام کشور داری اين مملکت را که از اجدادمان به ارث رسيده بود را در هشتاد سال گذشته نابو د کرديم و به دست خود کشور را فنا نموديم؟ روشنفکرانی که ظلمهای آغا محمد خان قاجار را در سلطنت پهلوی به ميان کشيدند و از دموکراسی تعريف و تمجيد کردند بدون آنکه به مردم بيسواد خويش از فسادها و نابسامانيهای دموکراسی در گذشته سخن بگويند و مردم ساده انديش را فريب دادند. به جای اينکه برای کشور ودر کنار شاهان پهلوی برای آبادی اين کشور بکوشند هم ايران و هم نظام آن را نابود کردند، برای اشخاص وطن فروشی همچون شما دموکراسی تنها دست شما را باز ميگذارد تا کشور را از روی نقشه جهان مهو کنيد و امروز نيز که مردم ايران محتاج رهبری مقتدر و وطن دوست ميباشند، از توافق احزاب و اعضای آنان سخن ميگويند که هر يک دشمن عقيدتی ديگری است و به مردم خويش ميگويند که رهبری نخواهد بود. اين آقايان روشنفکر که سنگ دموکراسی را به سينه می زنند و مدام از حاکميت ملی سخن می گويند برای مردميکه بيش از هشتاد د رصد آنان فقير بوده که حتی حاظر هستند از فقر رای خويش را به پنجاه دلار به فروش برسانند و نيمی از آنان حتی سواد خواندن و نو شتن را ندارند اين آقايان در بيست و هشت سال گذشته هيچگاه معنی national unity governments or national union governments را تعريف نکردند ،برای مردميکه هيچ چيز از دموکراسی نميدانند هموطنان عزيز از آنجا که نظام دموکراسی شبيه به حرکت يک لاک پشت ميباشد، در مواقع حساس مانند جنگ داخلی و خارجی، نظام پارلمانی عوض ميشود و تنها حزبيکه قدرتمندتر از ديگر احزاب است اداره امور مملکتی را در دست ميگيرد و يا ائتلاف احزاب قدرتمند، چنين کاری بارها اتفاق افتاده است، مانند، چرچيل در جنگ جهانی دوم ، در آمريکا ابراهام لينکلن ، در کانادا ، اسرائيل و و وو وو در جنگ دوم جهانی چرچيل در کنار مقام نخست وزيری ، وزير جنگ نيز بود، وقتيکه چمبرلين پيشنهاد گفتگو با هيتلر را پيش ميکشد تنها با يک کلمه نه از سوی چرچيل داستان خاتمه می يابد، زيرا در وضعيت جنگی ديگر وقت يا زمانی برای رای گيری از مردم و يا مجلس وجود ندارد به اين نگاه نکنيد که بر خلاف آنزمان امروز در آمريکا دموکراتها بر سر عراق سود ميبرند و در مجلس نماينده بيشتری کسب ميکنند، و ميگويند: با رژيم جمهوری اسلامی بايد گفتگو کرد .زيرا مسئله عراق هنوز مسئله حياتی برای آمريکا نيست همانگونه که در جنگ دوم جهانی انفجار بمب اتمی در مجلس رای گيری نشد، زيرا آنزمان وقت لاس زدن سياسی نبود، آنزمان آمريکا در خطر بود همانگونه که امروز ايران در خطر است و من از همه شما ميخواهم، از آن کسانيکه عشق ديوانه وار آنان به دموکراسی عشق وطن دوستی آنان را کور کرده ميخواهم که اقلأ به قوانين دموکراسی خويش پای بند باشيد اگر مردم ايران برای شما ارزشی ندارند شماها که در هشتاد سال گذشته شب و روز تيشه به ريشه اين کشور زديد و مدام از خوبيهای دموکراسی سخن گفتيد ا ما فسادها ، ظلمها و جناياتی که در کنار دموکراسی انجام پذيرفت را از مردم خويش پنهان کرديد، اقلأ شرف داشته باشيد و بيائيد و بگوئيد که حتی در دموکراسی هم حاکميت ملی در زمانهای حساس مثل امروز ايران،زير پا گذاشته ميشود. همانگونه که در کشورهای دموکراسی زير پا گذاشته شد و خواهد شد اگر بار ديگر وضع حساس شود بيائيد و شرف داشته باشيد و از روی عشق به دموکراسی نه از روی عشق به وطن بگوئيد که ما رهبراحتياج داريم زيرا دموکراسی در مواقع حساسميگويد national unity governments اما به مذهبيون و گروه چپ بگويم ؟ کمونيستها که شعار جهان وطنی ( انترناسيوناليسم) سر ميدهند و مذهبيون که تنها امت اسلامی را ميشناسند، ای هموطن وطن دوست،با تو سخن ميگويم که شيون هموطنان ايرانی مظلوم خود را که از هر آئين و مسلکی هستند ميشنوی! کشورمان ايران در خطر است منتظرم . منتظر یاری شما دوستم . بشتابید .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.